درآمد. تأثير آن از آن جا معلوم ميشود كه ايالت لويزيانا در 1819، لازم ديد تدوين تازهاي از اين قانون به عمل آورد، چون همراه با قانون ناپلئون در داخل مرزهاي اين ايالت نافذ بود.
يكي از فصلهاي قانون آلفونسو (باب 2، فصل 31)، از نظر ما بسيار جالب است. اين فصل دربارهٴ دانشگاههاست، و قديميترين قانون آموزش و پرورش اروپا به شمار ميرود. در آن نخستين تعريف معتبر يك مدرسهٴ عالي ديده ميشود و حاوي مقرراتي است دربارهٴ ادارهٴ دانشگاه و مزاياي اعضاي آن.
آلفونسو در حدود 1260 ـ 1268، نخستين تاريخ ملي اسپانيا را به زبان اسپانيايي (تا 1252) تأليف كرد (يا موجب تأليف آن شد)، به نام تاريخ
عمومي كبير1، كه از مآخذ عربي و لاتيني اقتباس شده بود. از اين رو، ميتوان او را پدر تاريخنويسي اسپانيا خواند. او آثار تاريخي ديگري هم نوشت2.
قانون آلفونسو (1265)، به كيمياگري هم توجه كرده، عملي كه مورد حمايت قرار گرفته، هرچند دسترسي بدان غيرممكن دانسته شده است. دو رساله دربارهٴ كيميا به آلفونسو منسوب است، به نامهاي كانديدو3 و
گنجنامه4 (يا ممكن است اين هر دو نام يك رساله باشد؟). گنجنامه(1272)، مخلوطي از نظم و نثر است و دربارهٴ حجرالفلاسفه، و بيشتر آن نامفهوم است. تقريباً جعلي بودن اين رساله مسلم است. رسالهٴ مربوط به عقيدهٴ علماي بزرگ در باب تبديل فلزات كه آلفونسو دستور داد به زبان اسپانيايي ترجمه شود بيشتر شرحي است در باب خلقت موجودات و نه تبديل و تبدّل عناصر.
¿ يادداشت مربوط به آرتفيوس (نيمهٴ اول سدهٴ دوازدهم).
آثار متعدد ديگري به وي منسوب است، بهويژه در باب كشتيراني و شطرنج. ميگويند فرمان داد عهد عتيق به زبان اسپانيايي ترجمه شود.
بالاخره آلفونسو منظومههاي زيادي سرود (يا آنها را تحرير كرد)؛ قريب 450 قطعه كه 426 قطعهٴ آن داراي ماهيت ديني است، و اغلبشان در مدح حضرت مريم. بسيار عجيب است كه اين اشعار، مانند آثار منثور آلفونسو به زبان كاستيلي نوشته نشده، بلكه به زبان گالاتيايي است، يعني گويش ديگري كه به پرتغالي جديد نزديكتر است تا به اسپانيايي كه در آن هنگام، در منطقهٴ وسيعي تا حوالي ناوار بدان تكلم ميشد. از اين رو، آلفونسو با آثار منثورش يكي از بانيان ادبيات اسپانيايي و با آثار منظومش از بنيانگذاران ادبيات پرتغالي به شمار ميرود.
از اين گذشته، اين اشعار براي آوازخواني سروده شده بود، و نغمههاي هر كدام حفظ شده،